10دی 98

خرید بک لینک

یه شیر داشتی که آدم بود... تموم وقت پشت خط بودی

حالم خیلی بد بود پشت خط بودی یه ساعت.....دوساعت...

گفتی اونارو ولشون کن انگار نگرانیمو به یسری آدم سپرده بودی خیلی آروم بودی

خیلی آروم

یه چیزی یه مکان خیلی خفن شبیه کیسا بود ولی مطمینم که کلیسا نبود یچیزی شبیه مدرسه

توی هری پاتر

نمیدونم چیشد پشت تلفن خیلی صدات آروم بود گریه میکردم که ببینمت

دیدمت ولی حرف نمیزدی دیگه همه چیو توی چشمات میدیدم

شیرت مشکلمو حل کرد

شیر بود ولی آدم بود ..... خیلی اعتماد داشتی بهشون خیلی انگار قوی بودن

نمیونم درد چی بود ولی حل شد .....

چشامو وا کردم

دیگه خبریی ازت نبود

کاش بیدار نمیشدم :(

روزایه قهوه ای......

ما را در سایت روزایه قهوه ای... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 18:26

صفحه بندی