نالش

خرید بک لینک

12 شهریور 99 ساعت 4و39

تو اتاق درو قفل کردم و نشستم روتخت کهنه تو خونه ی اجاره ای پشت قبرستون 

سرتو ببری بیرون یعالمه قبر میبینی ماند که چقدر فامیلا پشتمون میخندن که خونمون پشت قبرستونه

هروز دعوا برای اینکهبتونم برم خونهی خودم زندگی کنم خسته شدمواقعا دارم به خودکشی فکر میکنم

لعنت به هرچی خانواده

پدرم که نمبخام اسم پدر روش بزارم پس بهتره بگم اون بیشرف مادرم رو اونقدر اذیت کرد تا مادرم مریض شدو مرد

حالا داره تک اک اعضای خانواده رو میکشه 

هیچی ندارم هیچی

هروز تحقیر درد تا صبح بی خوابی و استرس

زندگی سگ شرف داره به این شرایط

باید تصمیم جدی گرفت 

از ته دلم با دل شکسته ارزوی مرگ اون بیشرف رو دارم الهی امین همین روزا بری زیر گل

روزایه قهوه ای......

ما را در سایت روزایه قهوه ای... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: يکشنبه 23 شهريور 1399 ساعت: 8:16

صفحه بندی