برای اولین رفتم قهوه خونه
دوستام برنامه ریخته بودن که یهویی همو ببینیم
دیده بود منو هنگ کرده بود
من اصولا دختر ساکتی ام تو جمع
سره قلیونو کشید سمتم
نمیکشی؟ گفتم نه
گفت کلا نمیکشی یا الان
گفتم تاحالا نکشیدم خودش کشید
تا حالا از بوی قلیون متنفر بودم
حلقه های دودو میداد بیرون مینا حلقه رو تو هوا خراب کرد
بهم گفت برای تو بودا من گرفتمش
خندیدم
یلدا گفت ملیکا از دود بدش میاد
محمد همونطور که ب جولوش نگاه میکرد گفت چشمات خیلی خوشگله
فقط گفتم مرسی
دود اذیتت میکنه؟
نه
مینا سرش گیج رفت
موقع برگشت چهار تایی سوار ماشینه مهدی شدن منو محمدو انداختن تو ماشین محمد
حرف بزنیم یا آهنگ ؟ آهنگ
خندید اهنگو زیاد کرد
من بودم اون کوهی که ..... خوند باهاش
رسیدیم
بشین تا بچه ها برسن باهم برید
باشه
پیاده شدم و خدافزی کردم موقع رفت به یلدا گفت مواظبش باشید
دیدم که جانم میرود
کل شب نخوابیدم
منتظر پیامش بودم ولی پیامی نیومد
اولین تجربه ی منی! بمون برام :( خیلی دوست دارم :)
ولی اصلا ابراز کننده ی خوبی نیستم
هعی
میشه پیام بده ؟
:(
نتیجه رو پست میکنم ....
روزایه قهوه ای......ما را در سایت روزایه قهوه ای... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 105