خاطره هاش یکی از یکی بدتربود ولی از تهه دل دلم گرفته
اتاقی که با تمومه سلیقه چیده بودمشو اینهمه وسواس نشون داده بودم تو انتخاب کاغذ دیواریش
حالا دیگه شب آخریه که توشم
من خیلی وقته با دلخوشیایه زندگسم خدافزی کردم
هعی خدا....
یاد امتحانا میفتم که خونه تنها بودم
به معنای واقعی هممون پوکیدیم
احساس میکنم خانوادمون از هم پاچیده....
کی قراره کامل همه چی خوب شه مثل قبل خیلی قبل....
دیگه نای گریه هم ندارم
کی همه چی قراره درست شه
روزایه قهوه ای......ما را در سایت روزایه قهوه ای... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 104